امروز با بچه ها جلسه گذاشته بودیم ببینیم باید با “بود” چیکار کنیم.
اوضاع زیاد جالب نیست به نظرم، حمیدرضا و سهیل عملا وقت چندانی برای وقت گذاشتن رویکارهای مربوط به سایت ندارن و حتی از نظر ذهنی هم نمی تونن زیاد کاری انجام بدن. محسن هم که تقریبا مثل همیشه وقتش پره. فعلا فقط من و نازنین موندیم که منم می دونم یکم دیگه 100% وقتم خیلی کم می شه. سر همین چیزها سهیل و حمیدرضا تز دادن که فعلا کارهای سایت رو متوقف کنیم تا یکم از کارهامون کم بشه و بعدش بتونیم دوباره روی سایت و مطالبش وقت بذاریم. من و نازنین و محسن مخالفت کردیم، الان هم قرار شده که از قسمت من شروع کنیم سایت رو راه انداختن و فعلا کارهای حمدزضا و سهیل رو بین خودمون تقسیم کنیم تا ببینیم چی می شه. قرار هم شده تا هفته دیگه من دقیقا طرح خودم رو برای قسمت “هنری” سایت ارائه بدم بعدش با هم سرش صحبت کنیم و بعدش ببینیم چیکار می خواییم بکنیم.
از اونطرف هم می دونم که برای برنامه نویسی باید وقت بیشتری بذارم. چند روز دیگه هم که کلاس های دانشگاه داره شروع می شه، روی زبان هم که باید کار کنم. از یه طرف دیگه هم که مصباح هست و کارهای اون، باید بشینم یه برنامه درست و حسابی بریزم که بتونم به همه کارهام برسم.
اولین کارمم اینکه با سعیده صحبت کنم بعد تیمم رو برای قسمت هنری جمع کنم (یادم باشه به استادم هم امروز زنگ بزنم بگم فردا اگه می تونه یه ساعت زودتر بیاد که باهام روی کد نویسی های #C کار کنه!).
ببینم چیکار می کنم دیگه…