پنج شنبه اين هفته بالاخره مي خوام برم قم،
دوست دارم يكمي از تهران دور باشم،
دوست دارم يكمي دور و برم شلوغ باشه.
فكر كنم جمعه هم برم يه سري به حميد و عاطفه بزنم، البته اگه با برو بچ نريم چيتگر. پسرشون بابك نزديكه 2 ماه كه به دنيا اومده، اما تا 40 روزگيش كسي نمي تونست بره ببيندش، ريه هاش موقع تولدش كامل نشده بودن، مي ترسيدن چيزيش بشه. اما الان كه… حالش خوبه خوبه.